Skip to main content

مبانی نظری انگیزه کاری

مبانی نظری و پیشینه پژوهش انگیزه کاری؛ در 45 صفحه ورد قابل ویرایش.

» فهرست مطالب :

  • مفهوم انگیزه
  • مفهوم انگیزه کاری
  • مفهوم انگیزش
  • نظریه های انگیزش
  • مدل سنتی
  • مدل روابط انسانی
  • مدل منابع انسانی
  • نظریه‌های محتوایی
  • نظریه سلسه مراتب نیازها
  • نظریه انگیزش و بهداشت روانی
  • نظریه دو ساحتی انسان، نظریه X و Y
  • بکارگیری نظریات انگیزش
  • فنون انگیزش و کاربرد آنها در سازمان
  • پاداش مالی
  • هدف گذاری
  • اشتراک مساعی
  • اصلاح رفتار
  • عدالت در پرداختها
  • ایجاد انگیزه در کارکنان
  • موانع انگیزه کاری
  • استراتژی هائی برای غلبه برموانع انگیزه کاری در سازمان
  • خودکارآمدی معلم به عنوان یک سازه انگیزشی
  • قسمت دوم : مبانی تجربی و پیشینه تحقیق
  • تحقیقات داخلی
  • تحقیقات خارجی
  • منابع

 

بخشی از مبانی نظری:

انگیزه یا Motive اصطلاحاً به نیرویی اطلاق می‏شود كه از درون یك فرد را به‏ سمت یك هدف سوق می‏دهد. “Motivation” یا « انگیزش» به فرآیند یا جریانی اطلاق می‏شود كه از طریق آن ما قادر به ایجاد انگیزه در دیگران می‏شویم. برای انگیزه تعاریف متعددی وجود دارد. تعریفی آکادمیکی که در مورد انگیزه وجود دارد این است که انگیزه یک نوع نیرو است. این نیرو یک نوع نیروی ذهنی است و این باعث می شود افراد به گونه خاصی رفتار کنند. یعنی باعث می شود رفتار فرد A با رفتار فرد B متفاوت باشد. پس باید این را ابتدا در نظر بگیریم که انگیزه یک موضوع ذهنی است. یعنی چیزی عینی نیست که شما بتوانید به راحتی به دست بیاورید یا قابل کپی برداری باشد. انگیزه ذهنی است و در هر فرد نسبت به دیگری متفاوت است. پس ادعاهایی مبنی بر این که ما می توانیم به شما انگیزه بدهیم یا انگیزه خودمان را به شما تلقین کنیم اشتباه است! افرادی که به شما انگیزه می دهند، در واقع توانسته اند انگیزه شما را زیادتر کنند، نه این که در شما ایجاد انگیزه کنند. ایجاد انگیزه یک چیز کاملا فردی، کاملا ذهنی و ذاتی است و اکتسابی نیست. پس انگیزه به‏صورت بالقوه در وجود آدم‏ها هست و دیگران آن را برانگیخته می‏ كنند (لاتم، 2007).

نیروی انسانی ممترین رکن یک سازمان است و موفقیت یا عدم موفقیت سازمان، ارتباط تنگاتنگی با عملکرد کارکنان آن دارد. در سالهای اخیر سازمان ها سعی کرده اند از طریق ایجاد انگیزش در نیروی انسانی آنها را به مشارکت مفید و سازنده در طرح هایی که به وسیله سازمان رو به گسترش است وادارند(عسگریان، 1378).

 

بخشی از تحقیقات انجام شده:

حسینیان، قاسم زاده و نیکنام (1390) در پژوهشی بر روی دبیران نشان دادند که روابط مثبت معنی داری میان بعضی مولفه های هوش معنوی و زیر مقیاس های کیفیت زندگی مشاهده شد.

کریمی مونقی و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان ارتباط هوش معنوی با توانمندی تدریس در اعضای هیات علمی دانشکده پزشکی که بر روی 160 نفر از اعضای هیات علمی انجام شد به این نتیجه رسیدند که هوش معنوی اعضای هیات علمی در حد متوسط است و ارتباط مثبتی بین هوش معنوی و توانمندی تدریس وجود دارد.

لینک دانلود